گوشهای از زندگینامه شهید سید حسامالدین هاشمی
او نوجوانی مهربان، دلسوز و وظیفه شناس بود. احترامی به مادر و برادرانش داشت و آن…
برای بستن Esc را بزنید
او نوجوانی مهربان، دلسوز و وظیفه شناس بود. احترامی به مادر و برادرانش داشت و آن…
بیخبر رحیم قمیشی – مفتاح فرمانده اسماعیل ما را فرستاده بود تهران تا به مجروحهای بستری…
هوالعزیز روز معلم شد یاد خاطره سید ناصر یاسینی معلم جنوب شهر تهران از محله اتابک افتادم.…
شهیدی که هیچ کس منتظرش نبود جز خدا…. «شهید سیفالله شیعهزاده» از شهدای بهزیستی استان…
زندگی نامه شهید طالب حیدری در سال ۱۳۴۳ در خانواده متدین متولد شد. در نوجوانی…
سلام ۳۸ سال پیش در اردیبهشت پس از مرخصی عملیات والفجر ۸ و هفتاد شب جنگ…
زندگی نامه شهید طالب حیدری در سال ۱۳۴۳ در خانواده متدین متولد شد. در نوجوانی…
کربلای چهار مجروح شدم و بیش از سه ماه مادرم در بیمارستان مثل پروانه دورم می…
من عاشق شب عملیات بودم که گردان به ستون یک عازم خط می شد عاشق وداع…
امید چندانی به آزاد شدن نداشتم ولی یک روز جملهای از حاجآقا ابوترابی شنیدم که…
روز ۲۴ مرداد ۱۳۶۹ رسید. من داشتم برای گروههای سرود، مسئولی تعیین میکردم. چرا که…
اردوگاه ما آخرین افرادی که آزاد شدند بودند و ما را مجدداً به آسایشگاهها برگرداندند…
حدود ۲۴ساعت یا ۴۸ ساعت اطلاع داده بودند که میخواهند وارد کمپ شوند، البته عراقیها…
وقت آزادی رسیده بود. هرگز پیشبینی نمیکردیم سربازان عراقی، که آنهمه ما را اذیت میکردند،…
در آخرین شب اسارت حالوهوای خاصی حاکم بر اردوگاه بود. دیگر کسی نیاز به پتوهای…