پنجشنبه، ۱۴ آبان ۱۴۰۵

خاطره کوتاه ولی پر بار/ جانباز ۷۰ در صد برادر صادق لو می گفت

• شفیق فکه، شبکه ایثار

کربلای چهار مجروح شدم و بیش از سه ماه مادرم در بیمارستان مثل پروانه دورم می چرخید ،یک روز صبح زود رفت و غروب آمد من تعجب کردم اما او خم به ابرو نیاورد و بعد از سه ماه که سراغ برادرانم را گرفتم فهمیدم هر دو برادرم در کربلای پنج و بعد از مجروحیت من شهید شدند و مادرم آن روز رفته بود برای غسل کفن و دفن آنها بدست خودش

ارسال این خاطره از طرف برادر حاج محمود ژولیده جانباز ۷۰ درصد