شهید بابا محمد رستمی رهورد
موضوع خاطره: تواضع و فروتنی
در روزهای اولی كه سپاه پاسدارن مشهد از باشگاه افسران به خیابان كوهسنگی اسباب كشی كرده بود شهید رستمی آمده بود تا جلو دژبانی ایشان را نشناخته و به ایشان اجازه ورود نداده بود. من دیدم كه آقای رستمی از در دژبانی برگشت، آمدم و از دژبان پرسیدم كه ایشان چه كار داشت دژبان گفت: می خواست بیاید داخل من اجازه ندادم. گفتم: او از مسئولین سپاه مشهد است، خودم رفتم و ایشان را صدا زدم و با هم به داخل ساختمان سپاه رفتیم. به شهید رستمی گفتم: چرا خودت را معرفی نكردی، ایشان فرمودند: من كسی نیستم كه خودم را معرفی كنم.
محل مصاحبه :مشهد
راوی: حسین منفرد