شهید بابا محمد رستمی رهورد
موضوع : تواضع و فروتنی
در مورد رأفت و مهربانی شهید رستمی خاطره ای دارم و آن اینكه: وقتی كه در الله اكبر مستقر بودیم من معاون گردان بودم و فرمانده گردان شهید حشمتی بود. هر روز تعدادی از بچه ها شكایت می كردند كه در حمیدیه ( در پادگان حمیدیه) هر وقت لباس پهن می كنیم گم می شود این كار خیلی تكرار شد من یك روز دام گذاشتم، كاپشن خودم را روی بند انداختم و یك نفر را نگهبان آن گذاشتم تا بالاخره سارقی لباسها را گیر آوردم و به فرماندة پادگان ارتش تحویل دادم و شهید رستمی وقتی كه از جریان آگاه شد و مدارك را از من گرفت و خودش با مهربانی كه داشت آنها را بخشید و این سرقت لباس همانجا تمام شد.
راوی: برادر محمد امین