پنجشنبه، ۱۴ آبان ۱۴۰۵

شهید بابا محمد رستمی رهورد

• شفیق فکه، شبکه ایثار

موضوع : حسن برخورد

 

 

یك روز به اتفاق آقای رستمی به خانة پدرم می رفتیم جلوی فلكه آب كه رسیدیم یك پسر جلوی ایشان را گرفت و گفت كارت ماشین را ارائه بدهید ، گفت : باشد ، پسر جان كارت ماشین همراهم نیست ، می روم و برمی گردم و برایت می آورم . خلاصه هر طور بود آقای رستمی با زبان شیرین و برخورد خوبی كه داشت آن پسر بچه را قانع كرد و ما حركت كردیم . وقتی ما را به خانة  پدرم رساند، بدون اینكه پیاده شود برگشت و گفت : می خواهم بروم و بقیه حرفهایم را با آن برادرمان بزنم و كارت را هم نشان بدهم .

 

محل مصاحبه :مشهد

نام راوی: خانم زهرا بهادری